Monday, July 9, 2012

Lieder ohne Worte - op.53 5 Am Folksong Allegro con fuoco


     

قطعه‌ی Volkslied مندلسون، اجرای بارنبویم را گذاشته‌ام با صدای خیلی بلند همین‌طور پشت سر هم دارم گوش می‌دهم.

 هی با هر آکوردش قلبم، کلاً قفسه‌ی سینه‌م، دست‌هام، دانه‌ی دانه‌ی سلول‌ها احساس می‌کنم سرجایشان یک طور عجیبی می‌لزرند انگار که بهت‌زده می‌شوند از قدرت انگشتانِ این آدم-اصلاً تو گویی روی خود خود قلبم دارد می‌زند این آکوردها را- با هر نت‌ انگار یک انرژیِ خیلی خیلی زیادی درونم جمع می‌شود، بعد دلم می‌خواهد بروم سر پیانو خالی‌اش کنم، می‌بینم یازده شب است. 
خلاصه الان است که سر به بیابان بگذارم.‏




Friday, March 16, 2012

Monday, January 16, 2012

100 days sober**



خمارِ
 صد شبه 
دارم
شراب‌خانه کجاست؟
[!حافظ در ری‌هب- در حالی که طاقتش طاق شده]


**and still hung over! 

Sunday, January 15, 2012

همه‌شب نخفت مسکین


تو شبی
به امتحانی
ننشسته‌ای!‏
چه دانی؟!‏

Wednesday, December 28, 2011

Insomnia به سعی مولانا


دشمن خواب می‌شود
دشمن خواب می‌شود
دشمن خواب می‌شود

دیده‌ی من
برای
تو

Tuesday, November 22, 2011

It's all a matter of how YOU are


Cloudy weather is like alcohol.
If you're happy & shiny, it will make you feel so romantic, cheerful and great. But it's enough to be a teeny tiny bit dark and twisty inside and what you'll feel is sheer misery.



Listen: 
Cloudy-Simon&Garfunkel

Sunday, November 20, 2011

It's all about the H T U Я T



Larry: So Anna tell me your bloke wrote a book. Any good?
Alice: Of course.
Larry: It's about you isn't it?
Alice: Some of me.
Larry: Oh? What did he leave out?
Alice: The truth.
 

DAN: Why didn't you lie to me? 

ANNA: Because we said we'd always tell each other the truth.
DAN: What's so great about the truth? Try lying for a change. It's the currency of the world.

 

Dan: When I get back, please tell me the truth.
Alice: Why?
Dan: Because I'm addicted to it. Because without it, we're animals. Trust me.

.


 
Alice: I don't want to lie. I can't tell the truth. So it's over.




      Closer-Mike Nichols-2004

Monday, November 7, 2011


یاران چه چاره سازم؟
یاران چه چاره سازم؟
یاران چه چاره سازم؟


با این دل رمیده...‏

Tuesday, November 1, 2011

همه‌ی معلم‌های من-7


یک معلم ادبیات داشتیم، به شدت بر این عقیده بود که فعل‌ها دو دوسته‌اند: 95 درصد فعل‌ها گذرا، و 95 درصد دیگرشان ناگذرند. 5 درصد هم آن وسط باقی می‌ماند که آن 5 درصد دو وجهی‌اند!‏

خب به هر حال خوش‌حالیم که معلم ریاضی نبودن ایشون :دی‌

Saturday, October 1, 2011

همه‌ی معلم‌های من-6


یک معلم فیزیک داریم؛ یکی از تفریحاتش این است وسط کلاس می‌رود توی راه‌روی بین کلاس‌ها قدم می‌زند و با چهره‌ای مثال دو نقطه دی در حالی که از جلوی  پنجره‌هایی که کلاس‌ها رو به راه‌رو دارند رد می‌شود، با بچه‌هایی که سر کلاس‌های معلم‌های دیگر نشسته‌اند بای بای می‌کند!‏

Monday, September 19, 2011

Sunday, September 11, 2011

دولت-2

-دانی که
چیست
دولت؟


-دولت آن است
که بی خون دل
آید به کنار.‏

حافظ!:دی