Showing posts with label اِسکول. Show all posts
Showing posts with label اِسکول. Show all posts

Tuesday, November 1, 2011

همه‌ی معلم‌های من-7


یک معلم ادبیات داشتیم، به شدت بر این عقیده بود که فعل‌ها دو دوسته‌اند: 95 درصد فعل‌ها گذرا، و 95 درصد دیگرشان ناگذرند. 5 درصد هم آن وسط باقی می‌ماند که آن 5 درصد دو وجهی‌اند!‏

خب به هر حال خوش‌حالیم که معلم ریاضی نبودن ایشون :دی‌

Saturday, October 1, 2011

همه‌ی معلم‌های من-6


یک معلم فیزیک داریم؛ یکی از تفریحاتش این است وسط کلاس می‌رود توی راه‌روی بین کلاس‌ها قدم می‌زند و با چهره‌ای مثال دو نقطه دی در حالی که از جلوی  پنجره‌هایی که کلاس‌ها رو به راه‌رو دارند رد می‌شود، با بچه‌هایی که سر کلاس‌های معلم‌های دیگر نشسته‌اند بای بای می‌کند!‏

Tuesday, August 16, 2011

همه‌ی معلم‌های من-5

یک معلم زبان داریم کلاسش را دقیقاً طوری شروع می‌کند که مجری، برنامه کودک را.‏

Thursday, August 4, 2011

همه‌ی معلم‌های من-3+1

همان معلم ادبیات هست که داریم، آخر کلاسش می‌گوید " نه‌خسته بچه‌گان" بعد از در که دارد می‌رود بیرون بای بای کنان می‌گوید "خدافظی‌" و /ی/ِ آخر خدافظی را می‌کِشد.‏ ‏*
راضی‌ام ازش!‏


* یعنی می‌گوید خدافظی‌ی‌ی‌ی‌ی!‏

Sunday, July 31, 2011

همه‌ی معلم‌های من-3

یک معلم زمین داریم، از مردم خطه‌ی زیبای شمال‌غرب کشورمان است. این را صرفاً به خاطر این گفتم که بتوانید فضای خط بعد را از لحاظ گویش بهتر تصور کنید، وگرنه هیچ ربطی به هیچی ندارد! ‏
جلسه‌ی اول آمد گفت کتاب دارید؟ گفتیم نه! گفت خب پس کتاب‌هایتان را باز کنید!‏

Sunday, July 24, 2011

همه‌ی معلم‌های من- بیمارستانِ محل تحصیل!‏

از هشت دبیر، چهارتایشان را مطمئنم پزشکی خوانده‌اند. بعد انتظار هم دارند بچه‌ها انگیزه پیدا کنند، درس بخوانند، دکتر شوند!‏

Thursday, July 21, 2011

همه‌ی معلم‌های من-2

یک معلم ادبیات داریم، ولش کنی می‌گوید اصلاً ادبیات را خودش اختراع کرده!‏

Saturday, July 16, 2011

همه‌ی معلم‌های من-1

یک معلم معارف داریم یک پا استند آپ کامدین است برای خودش. طفلکی استعدادهایش در مسیر شکوفایی نیافتاده‌اند...‏