دل آسمون هم گرفت انگار. چه بارونی گرفت یهو...
پاک میکند از صورتم
اشکها را
باران بهار...
.
.
.
کتاب حلقه های آتشین رو خوندین؟ نوشته ی بورلی نایدو و ترجمه ی علی اردبیلیه.من تازه فقط 4 فصلشو خوندم ولی به نظرم که قشنگه. تو جهان کتاب ویزه ی نوروز تعریفشو خوندم .راجع به آپارتایده و داستان تا اینجا که بیشتر راجع به دو تا برادر و یه خواهره که با مامان بزگشون زندگی می کنن و سفید پوستا می خوان محله ای که اونا زندگی می کنن رو از سیاهپوستا خالی کنن و منتقلشون کنن یه جای دیگه . حالا تا ببینیم چی میشه...
فردا برای علوم باید تقریبن همه چی رو تشريح کنيم و من بايد روده ی کوچيک گوسفند و کليه گوسفند و رون مرغ ببرم. و روده ی کوچيک مثل اينکه هيچ جا گير نمياد!!
خب حالا می فهمم که واسه ی همين هم بود که خانم مميزی گفت که امتياز بیشتری نسبت به بقیه داره ديگه! حالام کتی و حميد رفتن که روده کوچيک و کليه بخرن و اميدوارم که پيدا کنن. چون حميد صبح يه چند جا رفته بود و بهش گفته بودن بايد بره کشتار گاه. ...
تا من باشم ديگه الکی داوطلب نشم
فردا امتحان اجتماعی دارم
هر درسی رو که میخونم احساس میکنم فقط اتلاف وقته ! آخه به من چه اصلن این مزخرفات ...هان؟ حالا گیریم من اینا رو خوندم اصن حفظ شدم ، فردا هم رفتم 20 شدم... خب که چی؟من الان این پنج تا درسو خوندم به چه دردم خورد؟آخه من نمیدونم این مولفین محترم کتاب اجتماعی به اندازه ی یه اپسیلون هم که شده مغز مبارکشون رو به کار نمی اندازن یه چیز جالبی تو این کتاب بنویسن؟
آخه مثلن سالم برگزار شدن انتخابات چه ربطی به این داره که مردم نسبت به هم احساس دشمنی نداشته باشند و با یکدیگر با اخلاق و رفتار اسلامی روبرو شوند؟ هان؟؟؟!
به خدا گه این وقت رو تلف این درس مسخره ی بیخود نکرده بودم،الان بیست هزار فرسنگ زیر دریای ژول ورنو به انگلیسی تموم کرده بودم!!!
"Friendship is the inexpressible comfort of feeling safe with a person, having neither to weigh thoughts nor measure words."
George Eliot
Deep in the woods
this one raindrop still
on a pine needle
در ژرفای جنگل
قطره ای باران هنوز
روی برگ کاج
"Experienceis simply the name we give our mistakes "Oscar Wild
.."Those who trust us, educate us"T .S .Eliot..
Winter rain on moss
soundlessly recalls those
happy by gone days
Buson
.
.
باران زمستان بر خزه
بی صدا فرا می خواند
روزهای شاد رفته را
kogarashi no ima ya fukutomo chiru ha nashi
Bitter winter wind --
blowing now
yet no leaves to drop
NATSUME Sôseki 1867-1916
.
می وزد اگــرچه بـــرگی برای افتادن نیست .
باد زمستانی، تلخ
deep winter —
a stray dog sniffs
an empty coffee cup
چله ی زمستان
بوبو می کشد سگی ولگرد
فنجان خالی قهوه را
Oh, a cuckoo!
how far should I walk
until I meet somebody.
آه فاخته ای!
چقدر باید راه بروم
تا دیدار کسی